تبليغاتX
در بيكرانگي اُخرايي - حلقه افق

در بيكرانگي اُخرايي

شعرهاي بهرام اردبيلي

حلقه افق

 

۱

سوار

با خنجري از ابريشم

عاج، پيچيده بر ترمه‌ي برفي

شمشادي كه بلند نيست، مطول است

 

۲

بي‌گمان،

تو براي مداواي انزواي من

مرگ را بايد در استوايي‌ترين قاره‌‌ي آفتاب

كه مشرق نوبنيادش را

از تكان كتف‌هاي گندم‌گون من

خواهد شناخت؛

از عزيمت خود

شرمگيني كني

 

۳

نه، نه، نه،

تو تنها اقاقياي يادبود مني

كه به خاطر مزار نروييده‌اي

 

۴

تابوتي از مفرغ

كه در باران‌ها زنگ نمي‌زند

و بر شانه‌ها به سبكي ستاره‌ي ستواني روستازاده است،

در فرصت اين شمشاد تشييع مي‌شود

و با صفير خاموش چشمي

مثلث تنهايي‌ام به هم مي‌ريزد!

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:5  توسط ديدار  |