تبليغاتX
در بيكرانگي اُخرايي - 6. شبانه‌ي قيس به بازخواني ليلي

در بيكرانگي اُخرايي

شعرهاي بهرام اردبيلي

6. شبانه‌ي قيس به بازخواني ليلي

 

تا تو را شايم

خاكستر نقرهگون سمندري بايد

سامانِ دلم.

 

خاموشم در اين روزهاي باراني

و دفينه به سوداي نارنج‎ها و گون‎هاست

 

سازها را نميشنوم

كه زخم دوگانه به بيتابي است

و در وادي فريشتگان

كلامي به هم نمي‎‎خورد.

 

بر آبها بگرييم

و قبور زنا ـ زادگان!

 

همين دم از هجوم گياه

ميتركند مردگان؛

تير ميكشد

زخم سياهي.

 

به آرامي

كلامِ ناظم را در هم كن و

نامم را بنشين.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:43  توسط ديدار  |